خسته ام خسته .....
همه ، مرا با خنده های بلند می شناسند ! اما ..... این بالش بیچاره ، چه می کشد با گریه های بی صدای من ..... سلام گلم خوبی ؟ یه مدت نتونستم بیام برات چیزی بنویسم ، شرمنده عزیزم ..... ثانیه ها گذشتن و تبدیل به دقیقه ها و ساعت ها شدند ساعت ها گذشتند ، روزها و هفته ها هم گذشتند ماه ها گذشتند و تبدیل به سال شدند این همه انتظار ..... این همه چشم به راه بودن ..... و این همه نگرانی ..... با چشمانی اشکبار و دلی پر درد مینویسم مینویسم از نیومدنت...
نویسنده :
مامان آینده
23:33










